بعضي وقت‌ها ...

آدم در زندگي‌اش چيزهايي مي‌بيند كه از تعجب انگشت به دهان مي‌ماند ...آْن‌وقت است كه با خودش مي‌انديشد كه برخي نعمت‌ها در زندگي وجود دارند كه از نعمت بزرگ سلامتي هم بالاتر است ... نعمت توفيق بندگي خدا و اطاعت از دستورات او ... نعمت حركت در مسير "صراط مستقيم" ... نعمت خدا را ولي‌نعمت و صاحب‌اختيار خود دانستن ... نعمت ...

اين‌روزها فقط به اين مي‌انديشم كه خدا كند تنها در مسير راست حركت كنم و خدا لحظه‌اي مرا به حال خود وامگذارد ... تا بعد ...

 

مربا ...

روایتی هست که می‏گوید: زندگی مثل شیشه‏ی مرباست؛ تا نیمه‏ی اول را مزه کنی، نیمه‏ی دوم شکرک می‏زند ... می‏گفت: اگر شیشه را در ظرف آب گرم بگذاری شکرک باز می‏شود ... یعنی که مدام باید از زندگی‏ات مراقب کنی ... همه می‏گویند که زندگی سخت است ... می‏گویم سختی زندگی به این است که باید همه‏ی وقت و توان و هستی خودت را بگذاری برای ادامه دادن ... بعد آنقدر خسته می‏شوی که وقت خودنمایی زیبایی‏ها خواب باشی ...

ای ساحل آرامشم ... سوی تو پر می کشم ...

 

...

دلم یه عکس می‏ﺧواد... یه تصویر که تکونم بده. چیزی مثل یه شاهکار. دلم می‏خواد یه پرده‏ی بزرگ نقاشی باشه و من... دلم می‏خواد قدم بردارم توی تابلو... و توی تصویر گم بشم.

یه تصویری هست از یه منظره‏ی جنگلی با یه برکه‏ی کوچیک و چندتا آهو کنارش. توی اون تصویر جا برای وارد شدن من هست و قطعن برای گم شدنم.

دلم یه موسیقی می‏خواد... یه موسیقی که تکونم بده. چیزی مثل یه شاهکار. دلم می‏ﺧواد فقط صدای ارکستر باشه و من... دلم می‏خواد شناور بشم توی صدا... و تو عمق صدا گم بشم.

یه موسیقی هست که هروقت پیشش می‏رم می‏شنوم. صدای ساز بالا می‏ره و پایین میاد. قلبم رو می‏بره و میاره. رها می‏شم رو موسیقی و...

کاش می‏شد گم بشم.