بعضي وقتها ...
آدم در زندگياش چيزهايي ميبيند كه از تعجب انگشت به دهان ميماند ...آْنوقت است كه با خودش ميانديشد كه برخي نعمتها در زندگي وجود دارند كه از نعمت بزرگ سلامتي هم بالاتر است ... نعمت توفيق بندگي خدا و اطاعت از دستورات او ... نعمت حركت در مسير "صراط مستقيم" ... نعمت خدا را ولينعمت و صاحباختيار خود دانستن ... نعمت ...
اينروزها فقط به اين ميانديشم كه خدا كند تنها در مسير راست حركت كنم و خدا لحظهاي مرا به حال خود وامگذارد ... تا بعد ...
.jpg)
این واژه های سبز و سپید و خاکستری،سال ها در قلب ما زندگی کرده اند و صدای صمیمی آن را شنیده اند! ... این واژه ها ما را می شناسند و هر کدامشان لحظه ای از زندگیمان هستند ... واژه هایی که گاهی چون یاسِ سپید،رنگ پریده اند! ... گاهی مانند یک غزل بکر! ... و گاهی مانند یک شعرِ سپیدند که پیراهن سیاه شب را بر تن کرده اند! ... و ما با این واژه ها می نویسیم ... از برگ های گمشده ... از اندوه های مقدس ... از خستگی های ممتد ... از بغضهای فروخورده ... و از بال های روشن زندگی!