مینیمال گونه! (1)
گاهی تأثیر انسان ها بر یكدیگر ... و تو نمی دانی كه چقدر ... و دلم می خواهد به تو بگویم كه ... چقدر همه چیز ...
پ.ن : از بزرگي شنيدم كه مي گفت:« وقتی حوصله نداری یه چیزی رو زیادی توضیح بدی،مینیمال بمان!»
+ نوشته شده در یکشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۶ ساعت 1:2 توسط فاطمه سادات همایونی
|
این واژه های سبز و سپید و خاکستری،سال ها در قلب ما زندگی کرده اند و صدای صمیمی آن را شنیده اند! ... این واژه ها ما را می شناسند و هر کدامشان لحظه ای از زندگیمان هستند ... واژه هایی که گاهی چون یاسِ سپید،رنگ پریده اند! ... گاهی مانند یک غزل بکر! ... و گاهی مانند یک شعرِ سپیدند که پیراهن سیاه شب را بر تن کرده اند! ... و ما با این واژه ها می نویسیم ... از برگ های گمشده ... از اندوه های مقدس ... از خستگی های ممتد ... از بغضهای فروخورده ... و از بال های روشن زندگی!